|
متاسفانه فقط در تابلو ورودی میمه شهر فرهنگی درج شده با اینکه متوسط در منطقه ما بیش از 5000 خانوار زندگی می کنند و در هر خانه حداقل یک نفر فرهنگی وجود دارد اگر جمعیت موجود را نیز 20000 نفر فرض کنیم حدود 40 درصد جمعیت منطقه فرهنگی و بیمه خدمات درمانی می باشند و جالبتر اینکه اکثر اعزای شورای شهر میمه و وزوان نیز فرهنگی هستند ولی متاسفانه هنوز نتوانسته اند مشکل تمدید و صدور دفترچه خدمات درمانی مردم حل شود .نمیدانم چه کسی یا کسانی باید پیگیر این امر باشند اما این را میدانم که مسئولین در خصوص حل این مشکل کوتاهی میکنند و مانند همه مشکلات در کنار این مشکل نیز بی تفاوت عبور میکنند. به راستی هدف از تشکیل شورا ها چه بوده اگر قرار باشد هر کس برای حل مشکل خود و اجتماع خودسرانه عمل کند پس جایگاه شورا در این میان کجاست. امیدوارم مسئولین بیشتر به فکر مردم باشند و به فکر حل مشکلات بوده و کمتر برای مردم مشکل تراشی کنند هر کس در قبال مسئولیتی که دارد و تعهدی که داده مدیون است .بیاید با عملکرد صحیح دینی که به اجتماع داریم بپردازیم.در ضمن از شما خواهشمندم هر کس در هر جایی که هست در حد توان برای در راه حل مشکلات میمه و منطقه قدمی بردارد باشد که روزی شاهد بالندگی منطقه میمه و شهرمان باشیم التماس دعا ح
متاسفانه به خاطر ظرفیت پایین و حس قدرت طلبی در اکثر جوامع انتقاد جایی ندارد روستای
شهرنمای ما نیز از این قائده مستثنی نیست .البته با توجه به شناختی که مردم از هم دارند این پدیده بیشتر به چشم می خورد.این جمله را بارها گفته ام باز هم میگویم در منطقه ما اتحاد و برادری جای خود را به نفاق و دشمنی داده و بعضی از مسئولین نیز متاسفانه به این دشمنی ها دامن میزنند و وضعیت را روز به روز بدتر می کنند تا حدی که شهردار غیر بومی جایگزین شهردار بومی ، معلم غیر بومی به جای معلم بومی،مسئول بومی به جای مسئول غیر بومی کارمند بومی به جای کارمند غیر بومی و در نهایت افراد غیر بومی و کردها و افاغنه جایگزین افراد بومی شده اند افراد بومی همه مهاجرت می کنند ادارات کم کم به شعبه یا شاخه تبدیل شده یا منحل می شوند بیمارستان و ورزشگاه به بخش خصوصی واگذار و زمینها بین افراد سود جو به بهانه احداث کارخانه تقسیم میشود. اعتیاد و بیکاری بیداد میکند و وقتی فرد یا افرادی صدایشان در می آید به روشهای مختلف صدایشان را خاموش میکنند شکایت ،دادگاه ، تهمت و ... بله به این خاطر باب انتقاد بسته است که دیگر گوش شنوایی نیست افراد غیر مسئول و گاها مغرض مسئولیت امور را دست گرفته اند و عده ای بی سواد و قدیمی هنوز افکار ۵۰ الی ۵۰۰ سال پیش در میمه رواج دارد و حکومت می کند حسادت و بخل بی داد می کند و متاسفانه مسئولین نیز هیچ عکس العملی در برابر مشکلات و نابسامانی ها انجام نمیدهند. سوداگران مرگ آزادانه اقدام به توزیع انواع مواد مخدر می کند و جالبتر اینکه از طرف بعضی موسسات به این افراد وام نیز داده میشود و هیچ کس از ترس اینکه مبادا برایش مشکلی ایجاد شود به اینکه منزل همسایه اش محل رفت و آمد معتادین است اعتراضی نمی کند.هیچ کس در شهر کوچک ما انتقاد پذیر نیست از خودم میگوییم تا ....اگر کسی بگویید مطلبم اشتباه است قبول نمی کنم که هیچ میخواهم سر به تنش نباشه هر کس در جایگاه خودش خدایی میکند و خود را مبری از هرگونه تهمت کاستی و کم کاری می داند .ساخت بناهای بدون استفاده مشکلی ندارد ولی ساخت تالار ایراد دارد. میمه دارالقرآن ،مدرسه، کارگاه و .... نمی خواهد اما مسجد وتکیه می خواهد . میمه مسجد و تکیه میخواهد اما مساجد و تکایا سرویس بهداشتی و حمام نمی خواهد .اینکه بنویسیم یا بگویی و گوش شنوایی نباشد چه فایده اینکه بنویسی یا بگویی و عده ای از سخنان بر حق تو ناراحت شوند و گاها دشمن خونی تو چه فایده . حال میدانید چرا باب انتقاد بسته است چرا دیگر کسی نمی نویسند و چرا کسی انتقاد نمی کند. البته وبلاگ نویسی تو میمه نیست که دلش برای میمه بسوزد و بخواهد برای رفع مشکلات میمه بنویسد اما هستند افرادی که حقیقتا قلبشان برای میمه می تپد و برای سرافرازی و پیشرفت میمه می نوشتند از جمله اقای وطن خواه و دکتر اسکندریان اما متاسفانه عده ای مغرض نمی خواستند که کسی از میمه بنویسه و کم کم میمه نویسی نیز مانند لبنیات و قالی بافی و دامداری و کشاورزی میمه به تاریخ پیوست. وقتی یه نفر از من بارها انتقاد کنه و من کار خودمو انجام بده به نظر شما لازمه که باز کم کاری ام را دوباره به من گوش زد کنند. متاسانه محرم میمه هم علی رغم مراسم باشکوه و زیبایش حیف و میل و اسراف در آن زیاد است آیا به نظر شما در سالی که توسط رهبر معظم انقلاب سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده بهتر نیست در پخش نذوارت و خرج آنها اصلاحاتی صورت بگیره که هم خدا و هم امام حسین از ما راضی باشه.این جمله را از این باب عرض نکردم که با نذورات مشکل داریم نه نذورات باید باشد اما نباید اسراف شود نباید حیف و میل شود فردا نگید پسر فلانی مخالف اعتقادات ماست این حرف من نیست حرف دل افراد زیادی است .
شب يلدا، دراز ترين شب سال شب اول زمستان [30 قوس (اذر)] را شب چله می گویند. زیرا در پندار مردمان خطهء ما، کشف آتش توسط هوشنگ، پادشاه پیشدادی در دهم دلو( بهمن ماه) صورت گرفته است و فاصله اول دی تا دهم بهمن چهل روز است و این چهل روز اول زمستان را نیاکانمان چله بزرگ می گفتند. پس از آن چله کوچک شروع میشود که بیست روز از ماه دلو( بهمن) و بیست روز از ماه حوت ( اسفند ماه) را شامل می شد. همچنین در فرهنگ مردم عامیانه بیست روز آخر ماه دلو(بهمن) به چله کوچک معروف است. از نظر نجومی در کوتاهترین روز سال، خورشید در دورترین نقطه جنوبی از استوا قرار می گیرد و شب در بلندای وسعت تیرگی، میدان دار جهالت است. به باور نیاکان ما در شب یلدا که بلند ترین و شوم ترین شب سال است، نبرد سنگینی میان نور و تاریکی در می گیرد که سر انجام به شکست تاریکی و زایش دوباره نور می انجامد. بطوریکه امروز در ادبیات شعری ما این ضرب المثل برای نبرد ظفرنمون نور رایج است " پایان شب سیه سپید است". زیرا در فردای این نبرد زندگی بخش طبیعت َ جان، روز با دمیدن خورشید َ روشنایی آفرین، بزرگ و بزرگتر می شود و تابش نور افزون تر می گردد تا در تولد بهار به تعادل دلخواه می رسد و طبیعت را نشو نمایی از بر انگیختگی زنده گی در مداری نوین فرا می گیرد. به همین منظور است که نیاکان ما شب آخر پائیز را شب زایش مهر و یا زایش خورشید می نامیدند و به یمن آن جشن باشکوهی بر پا می کردند. و رسم بر این بود که پیران و پاکان نیاکان ما به تپه ای می رفتند و با لباس نو طی مراسمی از آسمان می خواستند که آن " رهبر بزرگ " را برای رهایی آدمیان گسیل دارد. زیرا باور داشتند که نشانه شب یلدا، ستاره ای است که بالای کوهی بنام کوه پیروزی پدیدار خواهد شد و همراه موبد بزرگ دعایی می خواندند که هنوز قسمتی از آن در کتاب " بهمن یشت " برجای مانده است. آن شب که سرورم زاید نشانه ای از ملک آید ستاره از آسمان ببارد هم آنگونه که رهبرم در آید ستاره اش نشان نماید
ديباچه عشق و عاشقي باز شود دلها همه آماده پرواز شود با بوي محرم الحرام توحسين ايام عزا و غصه آغاز شود دهه اول محرم الحرام وفرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را بر عموم شیعیان جهان و دوستداران حضرتش خصوصا" همنوردان عزیز تسلیت و تعزیت عرض می نماییم و امیدواریم با سرمشق گیری از الگوهای رفتاری سالار شهیدان امام حسین (ع) به صعود قله های مرتفع زندگی موفق شویم التماس دعا داریم
علي در عرش بالا بي نظير است عـلــي بــر عـالم و آدم امير است بـه عـشق نـام مــولايـم نوشتم چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟ عيد کمال دين.سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان وپيروان ولايت خجسته باد
شب های دراز بی عبادت چه کنم
خدایا ! در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با "نخواستن" و "نداشتن" روئین تن نکن . خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان . اضطراب های بزرگ... غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عظیم را به جانم ریز . خدایا ! مرا در ایمان اطاعت مطلق باش تا در جهان عصیان مطلق باشم . خدایا ! خودخواهی را چنان در من بکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم . خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم . خدایا ! چگونه زیستن را تو به من بیاموز.. چگونه مردن را خود خواهم آموخت. ((( دکتر شریعتی )))
متاسفانه با تاسیس تاکسی تلفنی در میمه بر تنبلی و تن پروری ما افزوده شده
تحرک کم و.....البته ناگفته نماند که اصل و نفس کار خوب است اما ایا به نظر شما تاکسی تلفنی ها از نظر مکان و پارکینگ استاندار و مناسب هستد. مشکلات به وجود آمد از تاسیس تاکسی تلفنی ها در داخل میمه ایجاد ترافیک به علت نداشتن پارکینگ در صورتی که تاکسی تلفنی به اعزای تمام خودروهای سواری باید پارکینگ داشته باشد تا دو طرف خیابان را با پارک کردن غیر مجاز اشغال نکنند که این امر باعث ایجاد ترافیک و تصادفات متعدد شده است همچنین رانندگان آژانسها به علت اینکه محل و مکان مناسبی بای نشستن و استراحت ندارند در کنار مغازه هاایستاده و این امر باعث شده که مردم به ویژه بانوان از رفت و آمد در خیابانهایی که در آن تاکسی تلفنی وجود دارد در عذاب باشند. متاسفانه تاکسی تلفنی ها در داخل میمه به کرسی نشینی های دهها سال قبل تبدیل شده که در ان به غیبت و مسخره کردن مردم و.... مشغول می باشند. متاسفانه شهرداری نیز در این خصوص قوی عمل نمی کند و در خصوص مکان مناسب برای این شغل به دارندگان مجوز تاسیس تاکسی تلفنی هیچگونه هشداری نمی دهد لذا از مسئولین به خصوص شهردار و بخشدار محترم تقضامندیم در این خصوص اقدامات لازم را مبذول فرمایند
متاسفانه طی چند دهه اخیر نه تنها میمه دچار رکود و پسرفت شده و با تشکیل شورای
شهر علی رغم اینکه اکثر مناطق ایران پیشرفت کرده ولی بر شدت پسرفت و عقب ماندگی میمه افزوده شده.ابتدا قالی بافی و سپس دامداری میمه از بین رفت و به تدریج کشاورزی و هم اکنون نیز باغهای میمه رو به نابودی است و آفت موش صحرایی به سرعت باعث نابودی باغات شده برای جلوگیری از نابودی کامل باغها عظم مردمی و همکاری مسئولین را می طلبد البته اگر نگوییم باغها و قنوات باعث عقب ماندگی میمه شده. متاسفانه با تشکیل شورا ها شورای اداری نیز از بین رفت و اکثر ادارات منحل و یا شعبه شد در صورتی که انتظار می رفت شوراها باعث پیشرفت میمه و منطقه می شود. غیرت و مردانگی هم از بین رفت و جزء ریا و دوروئی و حسادت چیزی نمی بینیم. اما مشکل بزرگ دیگر از این رفتن هویت کامل میمه .وقتی لهجه شیرین میمه ای از خانه ها رخت بربست و همه مهاجرت کردند به شهرهای دیگر و میمه پر از افغانی و کرد شد اون موقع هویت میمه هم از بین رفت و داره به تاریخ می پیونده. اکثرا شبهای برره را دیدید دقیقا قسمتی را باید پیش بینی کنید که نام برره را می خواستند شرره کنند ما هم باید روزی به جای میمه شاهد سفارت افغانستان در مرکز ایران و در کنار جاده بین المللی باشیم برای برون رفت از این معضلات عظم ملی و غیرت مردمی و همیاری مسئولین کارساز است در ضمن باید امور به دست جوانان نه هر جوانی و افرادی دنیا دیده هستند نه کسانی که تا گردنه داس و قرقچی را بیشتر ندیده اند و افراد باسواد و متخصص و دلسوز بسپاریم ما گذشته را از دست دادیم بیایید همت و غیرت کنیم اینده را دریابیم به امید میمه ای اباد به امید روزی که نام شهر میمه به شهرستان میمه ارتقاء یابد التماس دعا
|
ABOUT ![]()
MENU
Home
|